أحمد بن حامد كرمانى
74
تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )
با لشكر فارس ( بهم ) روى بسيرجان نهاد و امير يوسف عاشق را « 1 » بيزد [ فرستاد ] بطلب ملك تورانشاه و ضياء الدين ابو بكر ( را ) به [ حضرت ] شيراز ، باعلام ماجرى بر احوال « 2 » و التماس زيادت مدد . ( چون سخن بذكر ملك تورانشاه رسيد مجملى از احوال سوابق ايام او واجبست ايراد كردن . ) [ قصهء ملك تورانشاه . ] ( ملك تورانشاه ) چون از حدود دشت بر ( با ) مجاهد گوركانى و حشم فارس ( بنگاه گذاشته و خوان نهاده و خوردنى كشيده ، از صولت ملك ارسلان جستند ؛ ) و باز [ حضرت ] فارس شدند ( چنانچه سبق ذكر يافت ؛ ) آن زمستان آنجا بودند . « 3 » چون ملك ارسلان را ( بعد از مراجعت بهرامشاه و مؤيد الدين ريحان از خراسان آن ) واقعه افتاد و به حضرت « 4 » عراق شد و او را به نظر اعزاز ملحوظ گردانيدند و بر رعايت « 5 » حق معاونت او متفق شدند ( وصيت مدد و اعانت او شايع شد و ) تورانشاه در فارس ( اين اخبار استماع نمود ؛ ) عزم عراق فرمود ( و هنوز ملك ارسلان آنجا بود كه به حضرت عراق رسيد اتابك ) پهلوان ( كه ) پسر اتابك ايلدگز [ بود ] و برادر ( مادرى ) سلطان ( ارسلان ؛ ) « 6 » او را استقبال كرد « 7 » ( و از مركب ) فرود آمد و در خدمت تواضع نمود [ و ] تورانشاه ( همچنان ) از « 8 » سر اسب با او « 9 » معانقه كرد و فرود نيامد . ( اتابك ) پهلوان را اين تهاون بغايت سخت آمد . [ پهلوان ] از فرط تغير بازگفت كه برادر مهين باهزار سوار و پياده ( و هزار تازيك ) و اصناف [ و ] رعايا كه بعشق و هواى او ( از كرمان ) بعراق آمدهاند ، اينجاست و با بندگان طريق تواضع مىسپرد و برادر كهين آمده است ، برهنه و گرسنه با هزار خروار بارنامه ( و رعونت چون مدبّر ملك اتابك ايلدگز و فرزندان بودند ، اين معنى ) سبب شكستگى بازار تورانشاه شد . فى الجمله او را سبب « 10 » ( شرف خاندان و وسيلت ) خويشى مراعات كردند و ميان برادران معاقد مصالحت مؤكد گردانيدند ( و ) چون ملك ارسلان با لشكر روى بكرمان نهاد « 11 » تورانشاه در « 12 » همدان مقيم شد . پس مقام را ، اصفهان اختيار
--> ( 1 ) عاشور را . - ( 2 ) ماجراء احوال . - ( 3 ) در فارس بود . - ( 4 ) بجانب . - ( 5 ) اعانت . - ( 6 ) تورانشاه . - ( 7 ) نمود . - ( 8 ) بر . - ( 9 ) او را . - ( 10 ) از جهت . - ( 11 ) آورد . - ( 12 ) به .